أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
186
تجارب الأمم ( فارسى )
نيك نابود شده باشند ، يا كارشان جز بدان راست آمده باشد ، و ما در هر كارى جز به يزدان پشتگرم نباشيم . » انوشروان چهل و هشت سال پادشاهى كرد و آن گاه بمرد و پس از او پسرش هرمز پور انوشروان پادشاه شد . [ هرمز پور انوشروان ] مادرش دخت خاخان بزرگ بود . هرمز با فرهنگ و نيك پندار بود و درماندگان و درويشان را دست مىگرفت . جز آن كه بر نژادگان مىتاخت . بدين روى با وى دشمن شدند و كينهاش را به دل گرفتند و چون اين را بدانست وى نيز كينهشان را به دل گرفت . [ از شيوههاى نيك هرمز ] از شيوههاى نيك هرمز آن بود كه وى به نيكى و داد روى آورد و بر مهترانى كه به ناتوانان زور مىگفتند ، سخت گرفت . در دادگرى بدان پايه بود كه ، يك بار هنگامى كه براى گذرانيدن تابستان به ماه مىرفت و گذرش بر كشتزارها افتاد ، فرمود تا بانگ برداشتند كه : - « سواران ، كشتزارها را بپاييد ، درون كشت نرويد ، تا به كسى زيان نزنيد . » و كس بگمارد تا سپاهيان را بپايد و هر كس را كه از فرمان سرپيچد كيفر دهد و تاوان زيانى را كه به برزگر رسانيده از وى بستاند و هم به برزگر بپردازد . پسرش خسرو نيز در ميان سپاه بود . يكى از اسبان وى رها شد و در كشتزارها افتاد . [ 115 ] كشته را بچريد و تباه ساخت . پس ، اسب را بگرفتند و پيش همان مرد بردند كه هرمز به كار نافرمانان و اسبان لگام گسيخته گمارده بود . بارى ، مرد نتوانست فرمان هرمز را دربارهء پسرش خسرو و پيشگران وى به كار بندد . پس ، زيانى را كه اسب خسرو به كشت زده بود ، به هرمز گزارش كرد . هرمز گفت : - « دم اسب را ببريد و از خسرو تاوان گيريد . » مرد برفت كه همان كند ، ليك ، خسرو تنى چند از بزرگان را به نزد آن مرد فرستاد تا از